یک عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــالمه برف!...
سلام سلام دردونه
اگه بدونی چقدر همه جا خوشگل شده مامان ...


امروز صبح که بیدار شدم دیدم همه جا سفیدِ سفیدِ ... 
ماشین بیچارمون که طفلی کلا با برف پوشیده شده بود...
شده بود ماشین برفی!!خخخخخخخخ 
بیچاره بابا با کلی زحمت و برو بیا بالاخره تونست برفای روی شیشه جلو و بغل و یه کمی هم کاپوت رو پاک کنه و بره سر کار 
این زمستون دو سه باری برف اومد اما هیچ بار این همه نَشِسته بود ! ![]()
حتی دیروز هم از صبح برف میومد اما رو زمین نمیشست ، سریع آب میشد ...
اما گویا دیشب یک سره تا صبح باریده و حسابی شهر رو سفید پوش کرده ... احتمالا از اون برفایی باشه که زود آب نمیشه ... هنوز هم داره یه چیزایی میاد و هوا هم حسابی سرد و البته تازه ست ...
اینقدر نفس کشیدن تو هوای این روزا میچسبه ، با اینکه برفیه اما من سردم نیست و همش میرم بیرون یه چندتا نفس عمیق میکشم و برمیگردم ... ![]()
راستی فسقلیِ مامان یه سوال فنی!
میشه شما بگی تو دل مامان دقـــــــــــــــــــــــــــیقا داری چکار میکنی ؟!
مامان جان من همیشه گرسنه هستم ! مدتهاست طعم سیری رو نچشیدم ![]()
حداقل بهم هم نمیچسبه و از خوردنشون لذت هم نمیبرم ![]()
مثل یه وظیفه انجامش میدم تا شما گرسنه نمونی و زودِ زود بزرگ بشی و وزن بگیری ...
اینقدر دلم میخواد برم بیرون برف بازی! برم رو برفا سر بخورم و آدم برفی درست کنم ...
اما به خاطر شما نمیتونم ، تازه دلم هم نمیاد بدونِ شما برم که ...
انشاالله صحیح و سالم به دنیا میای و تو برفهای سالهای دیگه کلی میریم برف بازی ...
من و بابا و شما
![]()



یک عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــالمه برف!...
